وطنم سرزمين عشق و غزل وطنم نور و آب و عطر و عسل وطنم چشمهي سپيده و شير وطنم آفتاب عالم گير... وطنم دستخط تاريخي نه زميني، كه ماه و مريخي مثل ققنوس، باز هم پيداست وطن من هميشه پابرجاست . هرچه آتش به جان او فكنند هرچه خاكسترش به باد دهند شاعرانش به خون و خاك كشند گردن حافظش به تيغ زنند . باز ميخواند اين هميشه غزل اين گلستان نور و عطر و عسل وطنم سرزمین عشق و غزل