دوستاي گلم سلام ، مي خوام امروز واستون يه سري جك بزارم كه بخونيد. البته قصد توهين به
قشر خاصيو ندارم واميدوارم از خوندن اين پست لذت ببريد .
دوستون دارم 

الميرا
ماهي شده بود باورش ،كه اگه تور بندازن سرش مي شه عروس ماهي ها ، شاه ماهي مي شه همسرش ، ماهيه باورش نبود ، تو ر رو كه بندازش سرش نگاه سرد ماهي گير مي شه نگاه اخرش.
........................................................................................
@#$%^&*(())_+@(@^&*(-^&*%$# اينو نوشتم که سرت گرم باشه دستتو توي دماغت نکني!
........................................................................................
يارو مي ره خواستگاري خيلي حرف مي زده پدر دختر خانوم حوصله اش سر مي ره بهش مي گه از خودت بگو . چي داري چي نداري ؟ يارو مي گه دست سمت راستم نيست . پدر دختره مي گه اشكالي نداره . يارو خوشش مياد و ادامه مي ده : پاي سمت چپم هم نيست ، پدره دختره مي گه اشكالي نداره ، يارومي گه اخه مي دونيد چيه ؟ من دست سمت چپم هم نيست پدر دختره مي گه بازم ايرادي نداره يه پا كه داري . يارو مي گه اخه اونم ندارم . پدر ه مي گه يه دفعه بگو كلمند آبتو آوردي !
........................................................................................
>-->-o مي دوني اين چيه؟ اين منم که از دوري تو مردم!
........................................................................................
يه کاميون جوک داشتن از اردبيل ميفرستادن تهران ترکه نارنجک ميبنده به خودش ميندازه خودشو زير کاميونه ميشه ترکه فهميده .
........................................................................................
يه روز يه كشاورز مياد درخت پسته روبادرخت زيتون پيوند مي زنه مي شه درخت پستون .
........................................................................................
*...براي مشاهده ي ادامه متن كليك كنيد لطفا...*
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 8:25 توسط المیرا
|