آدم ها دو دسته اند:
دسته اي عاشق و دسته اي قاعد
عاشقان نقطهً پرگار وجودند . ساده وصميمي اند مثل آب . پاك وبي آلايش اند مثل آفتاب وبي قرارو صبورند مثل آسمان . نگاهشان هميشه به آينده است،آينده اي روشن . فكرشان متمركز به امروزشان است وازگذشته هايشان پندمي گيرند . دلشان همواره براي معشوق مي تپد . معشوقي كه آنهارا آفريده وبه حياتي جاودان بشارت داده . مثبت انديش هستند ودنيارازيبامي بينند.
قاعدان دستهً دوم انسانها هستند . كساني كه نه متعلق به ديروزند نه امروز ونه فردا . همواره به فكر آرزوهاي دورودراز هستند . خواهان موفقيت فراوان، اما بدون زحمت . واقع بين نيستند وافكارمثبت دروجودشان رخنه نمي كند . سنگ هاي سياهي هستند كه نمي خواهند باران عشق برسرشان ببارد . فقط مي خواهند بنشينند ودنيا راپشت يك عينك سياه تماشا كنند .
بنابراين عاشقان مانند جوی بهاري ازهركناري مي گذرند وهمه جاراسرسبزوزيبا مي كنند وزلاليت و شفافيت خود را نثار تمام عالميان مي كنند و قاعدان،مانند مرداب گل آلودند كه نه تنها زيبايي رابه ارمغان نمي آورند بلكه باآن ها بودن انسان رامي خشكاند و به منجلاب مي كشاند .
پس بيائيد عاشق باشيم . عاشقي عاقل كه بااين موهبت مي توان موانع را ازهم شكافت وحيات جاودان راتجربه كرد .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 8:14 توسط مژگان
|