عشق هاي امروزي
اين روزا عشق چه غريبه ، مث زندگي عجيبه
عشقو به بازي گرفته ، اون كه تو نگاش فريبه
عاشقا اين روزا خسته ن ، نگرون و دل شكسته ن
توي اين قحطي احساس ، به عزاي عشق نشستن
عاشقا سنگ صبورن ، عاشقا نگاه دورن
عاشقا مست مي شن از عشق ، صاف و ساده ، بي غرورن
اون كه بي خيال مي خونه ، خودش اينو خوب مي دونه
واسه عاشق ، اسم معشوق ، هميشه ورد زبونه
اين ترانه ها نشونه ست ، گله از دوره زمونه ست
گله از زمونه اي كه ، نام عشق فقط بهونه ست
عشق يه دنيا رمز و رازه ، عشق مث نفس نيازه
گل عشق مي گرده امروز ، در پي هواي تازه
عشق يعني عطر گل ياس ، كوله باري پر از احساس
عشق كمياب و گرونه ، مث دونه هاي الماس
عشق يه مفهوم قشنگه ، واسه هر كس كه يه رنگه
يكي آبي ، يكي مشكي ، يكي هم باهاش مي جنگه
عشق اميد روزگاره ، تا هميشه موندگاره
يكي مست لذت اون ، يكي اما گله داره
õõõõõ
گفتي كه هميشه ايني ، ميايي و به دل مي شيني
گفتي كه طاقت نداري حتي اشكامو ببيني
گفتي كه دلم مي گيره ، اگه دستاتو نگيره
حالا مي ريتو چه آسون ، نمي گي دلم مي ميره؟
حالا مي خواي كه رها شي ، با غريبه آشنا شي
اما اين دل ديوونه فكر مي كنه تو باهاشي
دل من اينو مي دونه كه دلت نامهربونه
اما باز با بي قراري پاي عشق تو مي مونه
گفتي حوصله نداري ، مي ري و تنهام مي زاري
منو باش كه فك مي كردم تو يه عشق موندگاري
õõõõõ
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 ساعت 19:24 توسط المیرا
|